مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

326

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> - تو فدا كنم . » آن‌گاه با كوفيان خطاب كرد كه : « اى شيعيان آل أبو سفيان ! اگر مرا گناهكار دانسته‌ايد ، بدين كودك گناهى نتوانيد بست . أو را آب دهيد كه از شدت عطش شير در پستان مادرش بخوشيده ( 2 ) . » هيچ‌كس أو را پاسخ نگفت ، حرملة بن كاهل اسدى تيرى به سوى أو گشاد داد وآن تير بر حلقوم على أصغر آمد ودرگذشت وخون روان گشت . امام عليه السّلام كف به زير آن خون مىداشت وچون سرشار مىشد ، به سوى آسمان برمىافشاند . حضرت باقر عليه السّلام مىفرمايد : « از آن خون قطره‌اى به سوى زمين بازنيامد . » حسين عليه السّلام فرمود : هون عليّ ما نزل بي أنّه بعين اللّه . يعنى : « آسان است بر من چند كه هدف سهام اين دواهي باشم ، چه خداوند اين جمله را نگران است . » ثمّ قال : لا يكون أهون عليك من فصيل . اللّهمّ ! إن كنت حبست عنّا النّصر ، فاجعل ذلك لما هو خير لنا . عرض كرد : « اى پروردگار ! قتل طفل من ، در نزد تو سهل‌تر از كشتن بچهء ناقهء صالح نيست . اگر امروز بازداشته‌اى از ما فتح ونصرت را ، ما را پاداشى از آن بهتر عنايت فرما . » اين‌وقت ، به روايت ابن جوزي كه از علماى أهل سنت وجماعت است ، هاتفى ندا درداد : دعه يا حسين ! فإنّ له مرضعة في الجنّة . يعنى : « اى حسين ! دست از اين كودك بازدار كه در بهشت از براي أو مرضعى ( 3 ) مقرر است كه أو را شير دهد . » پس حسين به روايت صاحب عوالم ، بدن على أصغر را با خون أو براندود . در شرح شافيه مسطور است كه : « از أسب فرود آمد وبر أو نماز گذاشت وبابن غلاف تيغ ، حفره‌اى در زمين كرد وأو را مدفون ساخت . » ( 1 ) . قماط ( بكسر قاف ) : پارچه‌اى كه شيرخواره را در آن پيچند . ( 2 ) . خوشيدن ( بر وزن پوشيدن ) : خشكيدن . ( 3 ) . مرضع : زن شيرده ( چون از صفات مختصهء زنان است ، محتاج به تاء تأنيث نمىباشد ؛ مانند حائض وحامل ) . سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهداء عليه السّلام ، 2 / 363 - 365 مشهور در كتب مقاتل وتواريخ آن است : طفل خردسالى از أولاد حضرت سيد الشهدا عليه السّلام در روز عاشورا با أصابت تير بر گلوى نازنين أو شربت شهادت نوشيده ومظلوميت سيد الشهدا عليه السّلام وجنايات ضد انساني بنى اميّه را به تمامى أهل عالم تا ابد آشكار ساخته است . با نظر سطحى ، آن طفل را كه عبد اللّه رضيع است ووجود أو وتير خوردنش از مسلمات است ، عبارت از على أصغر مىدانند ويكى مىشمارند . چون در زيارة ناحيهء مقدسه فقط از عبد اللّه رضيع اسم برده شده است وبه نام على أصغر ، طفلى در زيارة ناحية نيست ، از اين‌جا تصور اتحاد ويكى بودن پيش آمده ودرست دقت نشده وشايد به أذهان نيامده است كه چند نفر طفل نابالغ وصغير در روز عاشورا در ميدان كربلا هدف تيرهاى أوباش ودژخيمان -